آموزش

راهنمای بازی، آموزش‌ها و پرسش‌های پرتکرار

بازگشت به کتابچه راهنما

انبار

10 درس

موجودی پول، مواد خام، محصولات آماده و سهام بازی که در اختیار دارید.

همین حالا می‌توانید همه درس‌ها را بخوانید. برای شرکت در آزمون‌ها و کسب پاداش ورود کنید.

درس 1 از 10 0/5 پاسخ درست در این درس
1

آنچه انبار شما نگه می‌دارد

چهار زبانه، یک مخزن سراسری شهر که همه دارایی‌های شما را نگه می‌دارد. · 11 دقیقه مطالعه

خوش آمدید - نفسی تازه کنید، چون این فصل فصلی آرام و ملایم است. در فصل گذشته چرخه‌ای را آموختید که کل بازی حول آن می‌چرخد: پاک‌سازی زمین، ساخت‌وساز، استخدام نیرو، اجرای تولید، جمع‌آوری کالاها، فروش آن‌ها و سرمایه‌گذاری دوباره سود. همه این فعالیت‌ها چیزهایی تولید می‌کنند - پول، مواد، کالاهای نهایی - و این چیزها باید جایی نگهداری شوند. آن جا انبار شماست. اگر خانه نقشه زمین و ساختمان‌های شماست، انبار دفتر ثبت هر آنچه دیگری است که مالک آن هستید. آن را مانند این تصور کنید که همه کشوها، کمدها و گاوصندوق‌های شهرتان را یکجا باز می‌کنید و مجموع کل‌ها را در یک صفحه مرتب می‌بینید. اینجا واقعاً چیزی برای ترسیدن وجود ندارد، پس هر نگرانی از اینکه با نگاه کردن ممکن است چیزی را خراب کنید کنار بگذارید. انبار به تنهایی عمل نمی‌کند؛ هرگز چیزی را خودش خرج، فروش یا جابه‌جا نمی‌کند. فقط آنچه دارید را گزارش می‌دهد، مانند یک حسابدار درستکار که دفترها را برایتان می‌خواند. چند بار اول آن را آهسته بخوانید و به سرعت به صفحه‌ای تبدیل می‌شود که بیش از همه به آن اعتماد می‌کنید.

صفحه به چهار زبانه تقسیم شده است و کل فصل زمانی آسان می‌شود که بدانید هر زبانه برای چیست. هیچ‌کدام با یکدیگر همپوشانی ندارند، که لطف کوچکی است که ارزش توجه دارد: برای هر چیز مشخصی دقیقاً یک جای درست برای جست‌وجو وجود دارد، پس هرگز سرگردان نمی‌مانید. این چهار زبانه با هم همه چیزهایی را که می‌توانید مالک آن باشید پوشش می‌دهند، به جز خود زمین و ساختمان‌ها - آن‌ها در خانه باقی می‌مانند، چون که نمی‌توانید یک مزرعه را در جیبتان با خود ببرید. هر چیز دیگری که در طول بازی انباشته می‌کنید به یکی از این چهار جا سرازیر می‌شود، و این تمام دلیل وجود این صفحه است: تا یک نمای واحد، آرام و قابل‌اعتماد از ثروتتان به شما بدهد.

چهار زبانه

  • موجودی‌ها: پول شما - طلای شما و هر ارزی که در اختیار دارید. این کیف پول شماست.
  • مواد خام: ورودی‌های پایه‌ای که ساختمان‌هایتان آن‌ها را به کالا تبدیل می‌کنند. آن را مانند انبارک مواد اولیه تصور کنید.
  • محصولات: کالاهای نهایی که ساخته یا خریده‌اید. این‌ها همان چیزهایی هستند که می‌فروشید، و برخی را می‌توانید خودتان استفاده کنید.
  • سهام: سهام بازی و شرکت‌هایی که مالک آن هستید - سهم‌های کوچکی که می‌توانند در طول زمان به شما پرداخت کنند.

این کل چیدمان است، و راستش را بخواهید همین بیشتر آن چیزی است که برای احساس راحتی در اینجا لازم دارید. پول در یک زبانه زندگی می‌کند، مواد اولیه در زبانه بعدی، کالاهای نهایی در سومی و سهم‌های مالکیت در آخری. هر درس بعدی صرفاً روی یکی از این زبانه‌ها زوم می‌کند و به شما، آهسته و با مثال، نشان می‌دهد چگونه آن را بخوانید و چگونه به کارش بگیرید. پس اگر هر زبانه‌ای در نگاه اول کمی زیاد به نظر رسید، نگذارید این شما را نگران کند - ما دقیقاً آن‌ها را یکی‌یکی پیش می‌بریم، و تا پایان هر خط در هر زبانه بدیهی به نظر خواهد رسید. اکنون، تنها کاری که می‌کنید یادگیری شکل کلی اتاق است پیش از آنکه کمدها را باز کنیم.

همان یک ایده‌ای که همه چیز را به هم گره می‌زند

پیش از آنکه زبانه به زبانه پیش برویم، یک مفهوم هست که ارزش دارد آن را محکم در ذهن بکارید، چون تقریباً هر بازیکن تازه‌کاری را غافلگیر می‌کند و بی‌سروصدا بخش زیادی از آنچه در پی می‌آید را توضیح می‌دهد. این است: کالاهای شما در ساختمانی که آن‌ها را ساخته نگهداری نمی‌شوند، و توسط یک شهروند در کوله‌پشتی هم حمل نمی‌شوند. در عوض، هر آنچه مالک آن هستید در یک مخزن مشترک قرار دارد که به کل شهر تعلق دارد. هر کارگاهی که دارید به همان انبوه واحد می‌افزاید، و هر فروشی که انجام می‌دهید از همان انبوه واحد برمی‌دارد. چیزی به نام «سبزیجاتی که به مزرعه شماره دو تعلق دارد» وجود ندارد - فقط سبزیجاتی هست که شهرتان دارد، همین و بس. این قاعده واحد دلیل آن است که خواندن انبارتان تا این حد به شکلی دلپذیر ساده است.

یک تصویر کمک می‌کند. تصور کنید کل شهرتان یک کمد بزرگ مشترک دارد. وقتی مزرعه‌ای دسته‌ای سبزیجات را تمام می‌کند، آن‌ها را در سبدی کنار در خودش نگه نمی‌دارد - آن‌ها را با خود می‌برد و در همان یک کمد بزرگ می‌ریزد. وقتی نانوایی در آن سوی شهر برای پخت به سبزیجات نیاز دارد، به‌سادگی دست در همان کمد می‌برد و آنچه لازم دارد برمی‌دارد. فاصله اهمیتی ندارد. اینکه کدام ساختمان کالاها را ساخته اهمیتی ندارد. یک کمد وجود دارد، یک عدد برای هر قلم، برای کل شهر.

موجودی برای هر شهر است، نه برای هر ساختمان

به همین دلیل است که انبار شما یک عدد برای هر قلم نشان می‌دهد نه یک عدد برای هر ساختمان. سبزیجات یک مزرعه به موجودی شهرتان می‌پیوندد، و نانوایی در آن سوی شهر می‌تواند بلافاصله از آن استفاده کند. هر گاه مقداری را در انبارتان می‌خوانید، آن را به معنای «شهر من چقدر دارد» بخوانید، نه هرگز «این یک ساختمان چقدر نگه داشته است».

بیایید یک مثال کوچک را با هم مرور کنیم تا ایده مخزن مشترک واقعی به نظر برسد نه انتزاعی. تصور کنید مالک دو مزرعه هستید که هر دو سبزیجات تولید می‌کنند، و یک نانوایی که سبزیجات را به غذا تبدیل می‌کند. مزرعه اول دسته‌ای را تمام می‌کند و سبزیجاتش به مخزن شهر می‌رود. مزرعه دوم دسته خودش را کمی بعد تمام می‌کند، و آن سبزیجات به همان مخزن می‌پیوندند. زبانه مواد خام شما «سبزیجات مزرعه یک» و «سبزیجات مزرعه دو» را به‌عنوان دو خط جداگانه نشان نمی‌دهد - یک مجموع واحد سبزیجات را نشان می‌دهد که صرفاً بزرگ‌تر شده است. وقتی نانوایی‌تان شروع به پخت می‌کند، دست در آن یک مجموع ترکیبی می‌برد و آنچه لازم دارد برمی‌دارد، و شما می‌بینید که عدد پایین می‌رود. یک مخزن، یک عدد، هر تعداد ساختمانی که آن را تغذیه کنند یا از آن برداشت کنند.

کمک می‌کند که انبار را به‌عنوان یک دفتر ثبت تصور کنید نه یک انبار فیزیکی. دفتر ثبت فقط فهرستی درستکار از آنچه دارید است؛ کاری با کالاهایتان نمی‌کند، فقط آن‌ها را می‌شمارد و مجموع کل‌ها را به شما نشان می‌دهد. پس هیچ چیز در این فصل خطرناک نیست که با آن ور بروید - باز کردن زبانه‌ها، خواندن اعداد و بررسی موارد هیچ هزینه‌ای ندارد و هیچ چیز را تغییر نمی‌دهد. واقعاً نمی‌توانید تنها با مرور کردن آسیبی برسانید، پس لطفاً همان‌طور که یاد می‌گیرید آزادانه بگردید، بین زبانه‌ها جابه‌جا شوید و حسی از جای هر چیز پیدا کنید. این صفحه برای آگاه کردن شما وجود دارد، نه برای به دام انداختنتان، و هرچه راحت‌تر با آن برخورد کنید، سریع‌تر آشنا به نظر می‌رسد.

آن تصویر یک مخزن مشترک را نگه دارید، چون بی‌سروصدا بخش زیادی از آنچه در راه است را توضیح می‌دهد. به همین دلیل است که محدودیت‌های ذخیره‌سازی برای هر آنچه مالک آن هستید یکجا اهمیت دارد، به همین دلیل است که دو کارگاه که همان محصول را می‌سازند فقط یک مجموع مشترک واحد را بزرگ می‌کنند به جای دو انبوه جداگانه، و به همین دلیل است که یک فروش در بازار صرفاً یک عدد سراسری شهر را پایین می‌آورد. تقریباً هر لحظه «صبر کن، چرا این‌طوری کار می‌کند؟» در این فصل مستقیماً به همان یک ایده برمی‌گردد، پس اگر از این درس چیز دیگری به یاد نمی‌آورید، مخزن مشترک را به یاد بسپارید. اکنون، با چیدمان چهار زبانه در ذهن و ایده بزرگ محکم در دست، بیایید در درس بعدی اولین زبانه - پولتان - را باز کنیم و شروع به عملی کردن همه این‌ها گام به گام و با آرامش کنیم.

آزمون درس — 5 پرسش

هر پاسخ درست 0.0001 طلا از خزانه‌ی کشورتان پرداخت می‌کند؛ یک پاسخ نادرست همان مبلغ را به همان خزانه واگذار می‌کند (هرگز بیش از آنچه دارید).

1.بخش انبار چند زبانه دارد؟

+0.0001 طلا

2.کدام‌یک از این‌ها یکی از زبانه‌های انبار نیست؟

+0.0001 طلا

3.کالاهای شما کجا انبار می‌شوند؟

+0.0001 طلا

4.اگر یک مزرعه سبزیجات تولید کند، یک نانوایی در آن سوی شهر...

+0.0001 طلا

5.انبار شما برای هر قلم چند عدد نشان می‌دهد؟

+0.0001 طلا