به CoinRepublik خوش آمدید. نفسی تازه کنید - شما از قافله عقب نیستید، چیزی را از دست ندادهاید، و امروز نمیتوانید چیز مهمی را خراب کنید. قرار است یک شهر کوچک را اداره کنید. شهروندانی کوچک آدمکشکل استخدام میکنید، آنها را به کار میگمارید تا مواد خام را به کالاهای آماده تبدیل کنند، و آن کالاها را با هزاران بازیکن واقعی دیگر که همگی در حال ساختن شهرهای خودشان هستند مبادله میکنید. این بازی بخشی شهرساز است، بخشی اقتصاد، و بخشی بازار، و صبر را بهمراتب بیشتر از دستپاچگی پاداش میدهد. اگر تا به حال احساس کردهاید که بازیهای دیگر شما را بهخاطر دیر وارد شدن یا ندانستن بهترین شروع تنبیه میکنند، آن نگرانی را همین دم در بگذارید. این بازی برای کسانی ساخته شده که در حین بازی یاد میگیرند.
بگذارید مدتی راهنمای شما باشم. تنها وظیفهٔ من در این فصل این است که شما را، گام به گام و بهآرامی، از یک تکه چمن خالی به شهری برسانم که در حالی که خوابیدهاید بیسروصدا برایتان درآمد میسازد. شما را زیر انبوهی از اعداد که هنوز به آنها نیاز ندارید دفن نمیکنم، و بهصراحت به شما میگویم کی چیزی مهم است و کی میتواند صبر کند. تا پایان، شما نهفقط خواهید دانست کدام دکمهها را باید فشار دهید - بلکه خواهید فهمید چرا هرکدام آنجا هستند، و این همان تفاوت میان بازیکنی است که از روی راهنما رونویسی میکند و شهرداری که واقعاً جایی را اداره میکند.
یک نکتهٔ غیرمعمول هست که ارزش دارد از همان ابتدا بدانید، چون به کل بازی وزن اضافهای میبخشد. طلایی که اینجا کسب میکنید ارز ویژهٔ بازی است، و گفته میشود که پشتوانهٔ آن طلای واقعی ۲۴ عیار است. پس وقتی خوب بسازید و شهرتان شروع به تولید طلا کند، معنایی کوچک و واقعی پشت آن اعداد نهفته است. این چیزی نیست که از روز اول دنبالش بروید - فقط دلیلی است تا وقت بگذارید و درست بسازید، بهجای اینکه همهچیز را کورکورانه به دیوار بکوبید. آن را نشانهای ملایم بهسوی مهارت بهجای شتاب بدانید.
شکل کلی بازی
پیش از هر جزئیاتی، شکل کلی را یاد بگیرید. تقریباً هر کاری که تا به حال در CoinRepublik انجام خواهید داد یک چرخه است، که تکرار میشود و سپس بزرگتر میشود. وقتی این چرخه در ذهنتان جا بیفتد، هر منو و هر دکمه معنا پیدا میکند، چون هرکدام فقط جزئی از همان چرخ در حال چرخش هستند. بازیکنان تازهکار اغلب با خیره شدن به همهٔ صفحهها احساس سرگشتگی میکنند؛ درمانش این است که بهسادگی به یاد داشته باشید همهچیز در خدمت همین یک چرخه است. شما بیست سیستم بیربط را یاد نمیگیرید - یک ریتم را با چند ساز یاد میگیرید.
- یک تکه زمین را تصاحب کنید و آن را تا حد چمن پاکسازی کنید تا بتوانید رویش بسازید.
- روی آن چمن چیزی بسازید - خانهای برای زندگی، یا کارگاه یا مزرعهای برای ساختن چیزها.
- خانههایتان را با شهروندان پر کنید، سپس کارگاههایتان را با کارگر تجهیز کنید.
- تولید را راه بیندازید: انرژی و مواد صرف کنید تا در بازهای از زمان کالا بسازید.
- کالاهای آماده را وقتی حاضر شدند جمعآوری کنید.
- آن کالاها را در بازار بفروشید، و عواید را دوباره در زمین بیشتر، ساختمان بیشتر، و آدمهای بیشتر سرمایهگذاری کنید.
کل بازی همین شش ضربآهنگ است. یک شهر کوچک این چرخه را یک بار با یک کارگاه انجام میدهد. یک شهر شکوفا آن را همزمان در دهها ساختمان اجرا میکند. مکانیک بازی با رشد شما هرگز واقعاً تغییر نمیکند - فقط تعداد بیشتری از آنها را بهموازات هم اجرا میکنید. پس اگر روزی درسی متأخر برایتان طاقتفرسا به نظر رسید، به اینجا برگردید و از خودتان بپرسید به کدامیک از این شش گام تعلق دارد. همیشه یکی از آنها خواهد بود. این را قول میدهم. زمین، ساخت، آدمها، تولید، جمعآوری، سرمایهگذاری دوباره - این ترانه است، و ما تنها در حال یادگیری راههای تازهای برای بلندتر نواختنش هستیم.
هر چیزی کجا قرار دارد
بازی به چند بخش سازماندهی شده است، و دانستن اینکه کدام صفحه چه چیزی را در خود دارد شما را از سرگردانی بسیاری نجات میدهد. لازم نیست این را حفظ کنید - فقط حسی از نقشهٔ این مکان پیدا کنید، همانطور که کمکم اتاقهای یک خانهٔ تازه را یاد میگیرید.
- خانه > شهر جایی است که زمین و ساختمانهایتان در آن قرار دارند. این نمای اصلی شماست، نقشهٔ واقعی شهرتان.
- انبار (Inventory) همهٔ آنچه دارید است - مواد، کالاهای آماده، غذا، تجهیزات، همهشان در یک جا.
- بازار جایی است که خرید و فروش میکنید و با سایر بازیکنان معامله میکنید.
- طلا جایی است که با ارز ویژه سروکار دارید: استخراجش، سپردهگذاری، و مدیریت موجودی طلایتان.
- سیاست دنیای بزرگتر است - کشورها، مالیاتها، و قوانینی که بالاتر از شهر فردی شما قرار دارند.
راهی ملایم برای پیوند دادن دو نیمهٔ این درس هست. چرخهٔ ششگامی و پنج بخش، یک چیز واحد هستند که از دو زاویه دیده میشوند. زمین و ساختمانهایتان، و کاری که رویشان انجام میدهید، همه زیر خانه > شهر رخ میدهند. کالاهایی که جمع میکنید در انبار شما تلنبار میشوند. وقتی میروید تا بفروشید و دوباره سرمایهگذاری کنید، آنجا بازار است. طلایی که تولید ویژه کسب میکند، و سقف زمینی که تصاحب میکنید، هر دو به صفحهٔ طلا مربوط میشوند. و سیاست، صحنهٔ بزرگتری است که شهرتان درون آن قرار دارد. پس چرخه به شما میگوید چه کنید، و بخشها به شما میگویند کجا آن را انجام دهید. هر دو تصویر را کنار هم نگه دارید و بازی دیگر مثل یک هزارتو به نظر نمیرسد.
شاید از خود بپرسید اصلاً از کجا باید کلیک کردن را شروع کنید، و این طبیعیترین احساس دنیاست. از خانه > شهر شروع کنید و فقط اطراف را نگاه کنید. باقی همهچیز میتواند صبر کند تا چرخهٔ بالا شما را به آنجا بفرستد - وقتی چیزی برای فروش داشته باشید طبیعتاً به بازار میرسید، و وقتی طلایی برای مدیریت داشته باشید به صفحهٔ طلا. لازم نیست امروز به هر صفحهای سر بزنید. بازی وقتش که برسد به شانهتان میزند.
تنها چیزی که باید به یاد بسپارید
هیچ عجلهای نیست، و در روز اول چیزی نیست که برای همیشه خرابش کنید. بازیکنی پیوسته و آرام که واقعاً چرخه را میفهمد، هر بار از بازیکنی دستپاچه بیشتر میسازد. آرام یعنی روان، و روان یعنی سریع.
یک نکتهٔ دوستانهٔ آخر پیش از آنکه دست به کار شویم. این کتاب راهنما با آزمونهای کوچک آموزش میدهد، و هر پاسخ درست به شما اندکی طلا میپردازد. پس با دقت خواندن نهفقط برای فهم شما خوب است - بلکه واقعاً بذر خزانهٔ شما را میکارد. برای پاسخ اشتباه هیچ جریمهای نیست، پس با خیال راحت حدس بزنید و در حین کار یاد بگیرید. آن پاداش کوچک نخستین چشیدن این است که بازی چطور حواسش هست و پس میدهد، مضمونی که همهجا حسش خواهید کرد.
در درس بعدی به انرژی میپردازیم، که بودجهٔ پشت تقریباً هر کاری است که همین حالا دربارهاش خواندید. وقتی انرژی را بفهمید، ریتم کل شهرتان معنا پیدا میکند، و بسیاری از پرسشهایی که همین حالا دارید بیسروصدا خودشان را پاسخ میدهند. راحت باشید - در دستان خوبی هستید.