هر آنچه تا اینجا آموختهاید دربارهی ساختن یک شهر آرام و پربازده بوده است. این فصل لبهای تیزتر به آن میافزاید: ارتش. در CoinRepublik میتوانید سرباز پرورش دهید، آنها را در سراسر جهان به راه بیندازید و شهر بازیکن دیگری را با زور بگیرید و آن را زیر اشغال نگه دارید تا صاحبش به شما مالیات بپردازد. این کاملاً اختیاری است - شمار زیادی از بازیکنان هرگز حتی یک گلوله شلیک نمیکنند و صرفاً از راه تجارت ثروتمند میشوند - اما نظام جنگ واقعی است، بازیکن در برابر بازیکن است، و اگر ترجیح میدهید شما آن کسی باشید که شهرها را در دست دارد نه آن کسی که خراج میپردازد، اینجا جایی است که یاد میگیرید چگونه.
بگذارید پیش از آنکه آغاز کنیم انتظاراتتان را صادقانه تنظیم کنم، زیرا جنگ در اینجا از یک جهت خاص بیرحم است. سربازانی که برای حمله میفرستید همان لحظه که میروند از دست رفتهاند - نه فراخوانی هست، نه عقبنشینی، و نه راهی برای بازگرداندنشان به خانه اگر نظرتان عوض شود. هر لشکرکشی تعهدی یکطرفه است که با نیروهایی میپردازید که برای آموزششان مواد و زمان واقعی صرف کردهاید. این برای ترساندن شما نیست؛ برای واداشتن شما به برنامهریزی است. یک مهاجم اندیشمند که هزینه را میسنجد، هر بار بر مهاجمی شتابزده پیروز میشود، و تا پایان این فصل دقیقاً خواهید دانست که چگونه آن هزینه را بسنجید.
سربازان محصولی هستند که آموزش میدهید
اینجا بخش دلگرمکننده است: پرورش یک ارتش از سازوکاری استفاده میکند که پیشتر آن را میشناسید. سربازان یک نظام تازه و اسرارآمیز نیستند - آنها صرفاً نوعی محصول هستند که در یک آموزشگاه نظامی آموزش داده میشوند، درست همانگونه که یک کارگاه کالا تولید میکند. آموزشگاه را روی زمین پاکشده مانند هر ساختمان دیگری میسازید، با یک کارگر آن را به کار میگمارید، به آن مواد و زمان میدهید و نیروهای آموزشدیدهای بیرون میآیند که در شهرتان زندگی میکنند. اگر بتوانید یک مزرعه را اداره کنید، میتوانید یک ارتش را هم اداره کنید. آموزشگاه فقط یک تولیدکنندهی دیگر است، جز اینکه محصولش تصادفاً شمشیر به دست دارد.
از آنجا که نیروها آموزش داده میشوند نه اینکه از فروشگاهی خریده شوند، ارتش چیزی است که با شکیبایی پرورش میدهید، درست مانند بقیهی شهرتان. یک شبه نیروی نیرومندی برپا نخواهید کرد. یک دسته آموزش میدهید، سپس دستهای دیگر، و ارتش دائمی شما بهآرامی بالا میرود. به همین دلیل است که جنگ به آمادهها پاداش میدهد: بازیکنی که هفتهها در سکوت سرباز آموزش داده است میتواند هر زمان که بخواهد ضربه بزند، در حالی که بازیکنی که تنها هنگام رسیدن دردسر به فکر دفاع میافتد پیشاپیش دیر کرده است.
نیروها به خانه نیاز دارند، درست مانند شهروندان
یک سرباز ساکن شهر شماست و در خانههایتان یک اتاق را اشغال میکند، دقیقاً همانگونه که یک شهروند عادی این کار را میکند. سقف جمعیت شما نیروهایتان را هم به شمار میآورد. اگر خانههایتان پر باشند، جایی برای اسکان سربازان تازه ندارید - پس ارتش چیزی است که باید برایش مسکن بسازید. برای نیروهایتان اتاق برنامهریزی کنید همانگونه که برای کارگرانتان اتاق برنامهریزی میکنید، وگرنه آموزشگاهتان سربازانی آموزش خواهد داد که جایی برای زندگی ندارند.
ارتش شما در منوها کجا زندگی میکند
کل نظام جنگ زیر یک بخش گرد میآید، و پیش از آنکه ژرفتر برویم ارزش دارد که سه صفحه را بشناسید تا همیشه بدانید کجا را نگاه کنید. ارتش من پادگان دائمی شماست - نیروهایی که در شهر خودتان آموزش دیده و مستقر شدهاند، همراه با حمله، دفاع و سرعتشان که پیش رویتان گسترده شده، بهعلاوه هر چیزی که هماکنون به سوی یک هدف در حرکت است. شهرهای من فهرست شهرهای بیگانهای است که اکنون اشغال کردهاید و پادگانی که برای نگهداری هر یک بر جای گذاشتهاید. و شهر من شهر خودتان را از دیدگاه جنگ نشان میدهد: دفاع خانگیتان، و - اگر دشمنی شما را در دست دارد - او کیست و صفحهی راندنش. سه صفحه: ارتش شما، شهرهایی که در دست دارید، و وضعیت زمین خودتان.
پس شکل این فصل ساده است. نخست با خود سربازان و شمارههایی که یک نیرو را از دیگری متمایز میکند آشنا میشویم. سپس یاد میگیریم که یک نبرد چگونه رقم میخورد، زیرا ریاضیات قلب همه چیز است. سپس به راه میافتیم: مسافت، سرعت، هزینه و نقطهی بیبازگشت. و سرانجام تمام زندگانی یک اشغال را میآموزیم - گرفتن یک شهر، مالیاتبستن بر آن، اسکان نیروهایتان در خارج، و اینکه چه کنید وقتی که ورق برگردد و شهر خودتان زیر پاشنهی دشمن باشد. آهسته پیش بروید. جنگ آن بخشی از بازی است که یک کلیک بیاحتیاط را نمیتوان بازگرداند، پس نخست فهم میآید.